+
نوشته شده در یکشنبه 12 مهر1388ساعت 2:33 بعد از ظهر توسط آزاد
|
روزی
زن و شوهر جوانی از راهی می رفتند . ماموران تا آنها را دیدند خواستند
گیری دهند پس پرسیدند شما دو با هم چه نسبتی داردید؟ زن و شوهر جواب دادند
: زن و شوهریم . از آنها مدرک خواستند گفتند نداریم ! ماموران پرسیدند پس
چگونه باور کنیم که شما دو نفر زن و شوهرید؟ گفتند ما نشانه های فراوانی
داریم برای ثابت کردن این امر ! اول اینکه آن مدل افراد که شما می گویید
دست در دست هم می روند و ما دستهایمان از هم جداست دوم آنکه آنها هنگام
راه رفتن و صحبت کردن به هم نگاه می کنند و ما رویمان به طرف دیگریست سوم
آنکه آنها هنگام صحبت کردن و راه رفتن با احساس با هم حرف می زنند و ما
به هم هیچ احساسی نداریم ! چارم آنکه آنها با هم بگو بخند می کنند و ما
غمگینیم پنجم آنکه آنها به هم چسبیده راه می روند و ما یکی از آن یکی جلو
تر می رود ششم آنکه آنها هنگام با هم بودن کیکی بستنی چیزی می خورند و ما
هیچ نمی خوریم هفتم آنکه آنها هنگام با هم بودن بهترین لبسهایشان را می
پوشند و ما لباسهای قدیمی تنمان است هشتم آنکه.... پس ماموران عصبانی
گشتند و گفتند : بروید بروید !
+
نوشته شده در یکشنبه 12 مهر1388ساعت 2:26 بعد از ظهر توسط آزاد
|
+
نوشته شده در یکشنبه 12 مهر1388ساعت 2:25 بعد از ظهر توسط آزاد
|
شيخي را گفتند : مدتي است که در شهر شلوار کوتاه رايج گرديده و دختران
بسياري اين البسه بر تن مي کنند. در مذمت شلوار کوتاه چيزي بگو تا دختران
از پوشيدنش صرف نظر نمايند. شيخ ما خروشيد و گفت:خاموش!!! که شلوار کوتاه
را فايده بسيار است و من در مذمتش هيچ نگويم گفتند: يا شيخ ! فايده اش
چيست؟؟؟؟ شيخ ما گفت: چون دختران شلوار کوتاه پوشند، پسرها سر به زير
گردند و پايين را بنگرند. چون پايين را بنگرند هم از گزند تيرشيطان در
امان مانند هم از شر چاله
یک پیام بازرگانی :
من دادم ... تو هم بده ... من مفتي دادم ... تو هم مفتي بده ... درسته كه درد داره ... ولي ثواب داره
(سازمان انتقال خون)
+
نوشته شده در یکشنبه 12 مهر1388ساعت 2:24 بعد از ظهر توسط آزاد
|
+
نوشته شده در یکشنبه 12 مهر1388ساعت 2:17 بعد از ظهر توسط آزاد
|
+
نوشته شده در یکشنبه 12 مهر1388ساعت 2:4 بعد از ظهر توسط آزاد
|
+
نوشته شده در یکشنبه 12 مهر1388ساعت 1:54 بعد از ظهر توسط آزاد
|
+
نوشته شده در شنبه 11 مهر1388ساعت 2:14 بعد از ظهر توسط آزاد
|
+
نوشته شده در شنبه 11 مهر1388ساعت 1:0 بعد از ظهر توسط آزاد
|
+
نوشته شده در شنبه 11 مهر1388ساعت 12:57 بعد از ظهر توسط آزاد
|
+
نوشته شده در شنبه 11 مهر1388ساعت 12:47 بعد از ظهر توسط آزاد
|
+
نوشته شده در شنبه 11 مهر1388ساعت 12:41 بعد از ظهر توسط آزاد
|

عین حقیقته!!!
+
نوشته شده در شنبه 11 مهر1388ساعت 12:36 بعد از ظهر توسط آزاد
|
+
نوشته شده در شنبه 11 مهر1388ساعت 12:21 بعد از ظهر توسط آزاد
|
+
نوشته شده در شنبه 11 مهر1388ساعت 12:17 بعد از ظهر توسط آزاد
|
+
نوشته شده در یکشنبه 5 مهر1388ساعت 12:6 بعد از ظهر توسط آزاد
|
+
نوشته شده در یکشنبه 5 مهر1388ساعت 11:47 قبل از ظهر توسط آزاد
|
+
نوشته شده در شنبه 4 مهر1388ساعت 4:37 بعد از ظهر توسط آزاد
|
+
نوشته شده در شنبه 4 مهر1388ساعت 4:33 بعد از ظهر توسط آزاد
|
+
نوشته شده در شنبه 4 مهر1388ساعت 4:27 بعد از ظهر توسط آزاد
|
lkhjkghkgg
+
نوشته شده در شنبه 4 مهر1388ساعت 2:47 بعد از ظهر توسط آزاد
|
+
نوشته شده در شنبه 4 مهر1388ساعت 1:32 بعد از ظهر توسط آزاد
|
+
نوشته شده در شنبه 4 مهر1388ساعت 1:30 بعد از ظهر توسط آزاد
|
+
نوشته شده در شنبه 4 مهر1388ساعت 1:14 بعد از ظهر توسط آزاد
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 1 مهر1388ساعت 2:17 بعد از ظهر توسط آزاد
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 1 مهر1388ساعت 2:17 بعد از ظهر توسط آزاد
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 1 مهر1388ساعت 2:15 بعد از ظهر توسط آزاد
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 1 مهر1388ساعت 2:14 بعد از ظهر توسط آزاد
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 1 مهر1388ساعت 2:0 بعد از ظهر توسط آزاد
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 1 مهر1388ساعت 1:44 بعد از ظهر توسط آزاد
|